راهی برای ارتباط نیست. زبان، ناتوان است. طرف، دچار سوءتفاهم و پیش داوری است. فقط خدا است که منظور آدم را می فهمد.
سایت تابناک به نقل از منابع موثق، مدعی شده است که میرحسین موسوی در نامه ای به خاتمی نوشته است که اگر در انتخابات آینده حضور نیابی، کاندیدای ریاست جمهوری خواهم شد. هر چند تجربه نشان داده است که نباید به اخباری از این دست اعتنا کرد، اما امیدوارم خبر تابناک موثق باشد. کاندیداتوری میرحسین موسوی در انتخابات آینده، هرجور که به آن نگاه می کنم برکت دارد:
۱- اگر حضور احمدی نژاد را در انتخابات آینده حتمی فرض کنیم، تنها حضور سه نفر در برابر او، می تواند انتخاباتی پرشور بیافریند: خاتمی، موسوی و رفسنجانی. حضور هر یک از این سه نفر، مخصوصا دو نفر اول در برابر احمدی نژاد، آمار مشارکت مردم را در انتخابات آینده به نحو چشمگیری بالا خواهد برد. امثال کروبی و قالیباف شانسی برای پیروزی در برابر احمدی نژاد ندارند و رقابت آنها با احمدی نژاد، انگیزه رای دادن در انتخابات را برای مخالفان و موافقان کم انگیزه احمدی نژاد، ایجاد نخواهد کرد.
۲- قبلا در یادداشتی نوشته بودم که تفاوت چندانی بین احمدی نژاد و میرحسین موسوی نمی بینم. بنابراین، رقابت بین موسوی و احمدی نژاد، رقابت بین دو گفتمان متعارض و متقابل نیست. بلکه رقابت بین دو فرد با یک آرمان است. بنابراین هر کدام از این دو فرد پیروز شوند، گفتمان عدالتخواهی، اسلامگرایی و استکبارستیزی پیروز شده است. اما رقابت احمدی نژاد با خاتمی، رقابت دو گفتمان متقابل است و از آنجا که به هرحال امکان پیروزی خاتمی وجود دارد، خطر حاکمیت جریان کاپیتالیست، سکولار و سازشکار وجود دارد.
۳- در صورت پیروزی میرحسین موسوی در این انتخابات، یکبار برای همیشه، موسوی از یکسو و دسته ای از دوستانش از سوی دیگر، خواهند فهمید که هیچ نسبتی با هم ندارند. این دو قطب، از سال ۱۳۶۸ تاکنون، همکاری اجرایی با یکدیگر نداشته اند و شکاف عمیقی که به مرور زمان بین آنها ایجاد شده است خود را به صورت واضح نشان نداده است. نمودی از این شکاف را در سخنرانی سال ۱۳۷۶ میرحسین موسوی در دانشگاه تهران با موضوع «توطئه، توهم یا واقعیت» دیده ایم که حمله مدعیان اصلاح طلبی به او را در پی داشت. اما تنها در صورت پیروزی میرحسین است که این شکاف تماماً عیان می شود. از فردای روزی که میرحسین حاکمیت یابد و بخواهد برنامه ها و اهداف خود را پیاده کند، دوستان سابقش اولین کسانی هستند که در برابر او خواهند ایستاد. میرحسین اگر بخواهد خودش باشد، با همین کارشکنی و تبلیغات منفی باندهای قدرت که احمدی نژاد با آن رو به روست، مواجه خواهد شد و اگر بخواهد با باندهای قدرت کنار بیاید، «اسطوره میرحسین» را نابود کرده است. البته او اگر آمدنی باشد، پیشاپیش گزینه اول را انتخاب کرده است.
«يك توصيه ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من مىبينم متأسفانه گاهى بهانههايى هم از طرف خود شما داده مي شود كه اين را هم بايستى توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد، مراقبت كنيد، حزم كنيد... مواظب باشيد، «اتّقوا من مواضع التّهم». براى خودتان و براى دولت مسئله درست نكنيد و براى جنجالآفرينىها - كه كسانى دنبالش هستند - بهانه ندهيد.»
آیت الله خامنه ای در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت،۲ شهريور ۱۳۸۷
سر انجام بعد از گذشت بيش از سه سال، آقاي كلهر در گفتگو با هفته نامه شهروند امروز موضوعی را رسانه ای كرده است كه بچه هاي فعال در ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد، پس از مشخص شدن نتايج انتخابات در تيرماه ١٣٨٤، زياد از آن صحبت مي كردند.
جاي تعجب دارد كه سايت الف وانمود مي كند اين موضوع، ادعايي تازه است. البته رسانه اي شدن اين موضوع، تازگی دارد ولي از گردانندگان يك سايت خبري، بعيد است كه تاكنون مطلبي در اين مورد نشنيده باشند. وقتي بنا بر بي تقوايي باشد، شيخ اصلاحات كه مريدانش مجري انتخابات بودند، مي تواند ادعا كند كه به ضرر او در انتخابات ١٣٨٤تقلب شده است و كسي هم واكنشي به ادعای او نشان ندهد، ولي صحبت از کم کردن آراي احمدي نژاد كه دشمنان خوني اش مجري انتخابات بودند و تقريبا از چپ و راست، كسي مايل به پيروزي او نبود، عجيب جلوه می کند و سريعا با واكنش مواجه مي شود.
در تيرماه ١٣٨٤، اين بحث كه مقداري از آراي دكتر احمدي نژاد كم شده و به آراي آقاي هاشمي اضافه شده است در ميان اعضای ستادها، بحثي كاملا رايج بود. ادعاي بچه های ستاد احمدی نژاد بر اين اساس بود كه در جريان اعلام تدريجي آرا در ستاد انتخابات كشور، آراي احمدي نژاد همواره بيشتر از دو برابر هاشمي بوده است. مثلا اگر در ابتداي شمارش، آراي هاشمي ٢ ميليون اعلام مي شد، آراي احمدي نژاد ٥ ميليون بود. يا در زمانهاي بعد اگر آراي هاشمي ٤ ميليون اعلام مي شد، آراي احمدي نژاد ١٠ ميليون اعلام می شد و الي آخر (این آمار را تقریبی دارم می گویم. ممکن است این نسبتها قدری کمتر یا بیشتر باشد). اما ناگهان در مراحل آخر شمارش، نسبت حدودا ١به ٥/٢ آراي هاشمي و احمدي نژاد به نسبت ١ به ٧/١ تبديل شد. يعني آراي نهايي هاشمي ١٠ ميليون و آراي نهايي احمدي نژاد ١٧ ميليون اعلام شد.
در آن زمان دو دليل براي كم كردن از آراي احمدي نژاد و افزودن به آراي هاشمي بيان مي شد:
١- سبكتر جلوه كردن شكست آقاي هاشمي رفسنجاني
٢- باقی ماندن راي اسطوره اي ٢٠ ميليوني در انحصار آقاي خاتمي و دوم خرداديها
راستش من ادعاي فوق را نه تاييد مي كنم و نه رد مي كنم. اما با توجه به فرضي كه مبناي اين ادعا است (تغيير كردن فاحش نسبت آراي احمدي نژاد و هاشمي در ابتدا و انتهاي شمارش آرا) آن را موضوعي لازم به بررسي مي دانم.
هدفم هم از نگارش اين يادداشت، نه تاييد اين ادعا، بلكه توجه دادن به اين موضوع بود كه اين ادعا، آنطور كه وانمود مي شود ادعايي تازه نيست.
---
پ.ن۱: در همان ایام در بحثهای اینترنتی، کامنتهای متعددی در وبلاگها با این موضوع گذاشته بودم که اگر بتوانم پیدایشان کنم خودشان سندی هستند بر اينكه که این بحث، تازه نیست.
پ.ن۲: در مورد ادعای آقای کروبی و دیگران مبنی بر تقلب در انتخابات ۱۳۸۴ به نفع دکتر احمدی نژاد در وبلاگ قبلی ام دو یادداشت نوشته بودم که در لینکهای زیر بخوانید:
رای احمدی نژاد غیرقابل پیش بینی تر بود یا رای کروبی؟
کاندیدای مورد نظر سپاه در انتخابات چه کسی بود؟
