در طبقه آخر یک برج زندگی می کنم که بلندترین ساختمان محله است. بیشتر وقتها که کنار پنجره می روم، به این فکر می کنم که عاقبت روزی، احساس "دانیال نازی" بودن به من دست می دهد، به نطق می آیم، سرم را از پنجره بیرون می کنم و ماهها و سالها حرف فروخورده را با فریاد بیرون می ریزم. منتظر روز "به نطق آمدنم" هستم.
ببخشید که حدیث نفس می نویسم.
----
*دانیال نازی، یکی از شخصیتهای داستان بلند "استخوان خوک و دستهای جذامی"، نوشته مصطفی مستور است که در داستان جدید او، "من گنجشک نیستم"، دوباره ظاهر شده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 3:47  توسط دانیال نازی
|
